نخستین سیاحان خارجی که از کوهبنان دیدن کرده و درباره این محل مطلبی نوشته اند، چند نفر ونیزی بودند که یکی از آن ها «مارکوپولو» نام داشت و بعدها سفرنامه مشهوری که راهنمای سیاحان بود، نوشتند که به نام مار کوپولو، این سفرنامه نامگذاری شده است. اکثر سیاحان برای آنکه در این سفرنامه از کوهبنان (به نظر آن ها) بیش از اندازه تعریف و توصیف شده، به کوهبنان آمده اند. وقتی یکی از آنها به نام فرانشی در سال ۱۹۴۱ مقاله ای در این باره نوشت، ادعا کرد کوهبنان فعلی، آن کوهبنان «مارکوپولو» نیست و اگر هم باشد، یک مرتبه ویران شده و دوباره جای آن آبادی ساخته و به همان نام نامیده می شود و این آبادی کوچک، نمی تواند آن کوهبنان مرز کرمان باشد، با آن همه اهمیتی که مارکوپولودرباره آن نوشته است. هر چند نظریه فرانشی را سایر محققین رد کردند، به دلیل آنکه مرز کرمان و یزد، همان کوهبنان بوده که باعث اختلاف یزدی ها و کرمانی ها بوده و کوهبنان مدتی از طرف حکام یزدی اداره می شد و بافق و بهاباد نیز از توابع آن بوده است. اکثر سیاحان خارجی که به کوهبنان آمده اند، درباره نوشته های مارکوپولو تحقیق کرده اند و نحوه رفتن مارکوپولو از کرمان تا کوهبنان که هفت روز به طول انجامید و نظریه او در این راه که هفت روز زیاد است و آیا از راه زرند یا جای دیگر به کوهبنان رفته است. هر کدام درباره این راه و خود کوهبنان مطلبی نوشته اند که خلاصه آنها بدین قرار است. سایکس در کتاب ده هزار مایل در ایران (صفحه ۲۷۳) چنین می نویسد: این قسمت از لوت دیگر مورد بازدید قرار نگرفته است. اما من می دانم که تمام این لوت کویر است و تقریباً قطعی است که مارکوپولو، آخرین تجربیات ناگوارش را در طبس واقع در ۱۵۰ مایلی کوهبنان بدست آورده است. استوارت می نویسد: خیلی برایم جالب است که درباره کوهبنان بشنوم و یا این محل را ببینم، زیرا مارکوپولو از آن به منزله یکی از آبادی های بزرگ سر راهش یاد می کند. یول، درباره عبور مارکوپولو از کوهبنان می نویسد: ما می توانیم مطمئن باشیم که حالا در کوهبنان جایی وجود ندارد که بتوان از آن به نام شهر بزرگ یاد کرد و همچنین نمی توان باور کرد که در زمان مارکوپولو چنین  شهری وجود داشته است.  ارهو کریده، استاد باستان شناس می نویسد: در مشرق کوهبنان نزدیکی های تخت امیر، مجموعه ای از ابزار و آلات اواخر دوران میان سنگی و دوران نوسنگی به دست آمد. تکه های سنگ سه پهلوی سائیده شده که شیشه را خط می انداخت و این تکه های سنگ وسیله صید برای بشر دوران میان سنگی بود که آنها برای شکار بر سر می زدند.

این خبر را به اشتراک بگذارید :